الست

فقط حیدر امیر المومنین است.....

همام، از ویژگان امیر المومنین(ع) ، خیلی دوست می داشت که غالبا حدیث پرهیزکاران در میان باشد و مولا علی (ع)از بندگان ناب خداوند سخن باز گوید ولی موفق نمیشد.تا یک روز که بر تمنای  خود پیروز گشت و امیر المومنین (ع)را واداشت تا لختی از پرهیزکاران صحبت بدارد.

با آنکه پروردگار متعال از پرستش بندگان بی نیاز بود وگرد گناهشان نیز بردامن کبریایش نمی نشست، مقرر فرمود به منظور طی تکامل وتهذیب نفس طاعت و بندگی کنند واز معاصی حتی المقدور بر کنار باشد در جامعه ی بشر پرهیزکاران گروهی برجسته وممتازند که نشانه هایی درخشان وصفاتی ویژه دارند اینان در گفتار راستگو ودر معاشرت ورفتار فرو تن ومتواضع اند .


چشمان عفیفشان پاک بین و بلند نظر و گوش های آنها فقط به سخنان حکیمانه و پسندیده باز است .

مرغ روحشان در قفس تن آنچنان به آشیانه قدس ومرغزار ملکوت اعلا آرزومند است که به مقدرات الهی پایبند نباشند ، لحظه ای نیارمیده سراسیمه تا گلزار بهشت بال و پر میگشایند.

اینان بهشت زیبای خدا راهم در این جهان به چشم سر میبینند، زیرا دلهای بیدار و جانهای خرمشان  مانند مینوی جاوید باصفا و روانبخش است .

از دوزخ سخت بیمناک و ترسانند چون دوزخیان تیره بخت و تبهکار را بخوبی در جامعه تشخیص داده سقوط آنها از اوج انسانیت با دیده تاسف و وحشت مینگرند.

همواره قیافه ای متین و اندکی گرفته دارند ، چنان که گویی در مصیبتی سخت ماتم زده و سوگوارند. بسیار اندک نیاز و قناعت پیشه اند وبا همه پاکدامنی  چشمانی با حیا و شرمنده دارند.

این دو روزه را در جهان  بدرویشی یا توانگری میگذرانند و در سرای جاوید در بلند ترین کاخ های بهشت همچون پادشاهان ، بر چهار بالش عزت واسایش تکیه میکنند.

نه تهی دستی آنها را بستوه و گله می اندازد ونه زرق و برق دنیا از گلیم  اقتصاد پایشان را بیرون میبرند.

از فرط خاموشی و متانت بیمار به نظر می آیند ولی سالمترین خونها در بدن آنها جوش میزند و پاک ترین ارواح بر بالای سرشان  سایه انداخته است.

وه، که چه قلب های گرم وحساس و بردبار  و شجاع در آن سینه های  لاغر می تپد که در عین سنگینی و ثبات مالامال عاطفه و مهربانی است!

شبانگاهان  خداوند را به صمیمیت و اخلاص عبادت میکنند و قرآن را چنانچه  از سودای دل حکایت کند تلاوت مینمایند و بامدادان دانشمندانی پرهیزگار و با وقارند که قدم در کوی و برزن میگذارند.

دیو نفس در درونشان  بزنجیر عفت و تقوی چنان بسته است که یارای جنبش و حرکت ندارد ،ولی معذلت با کمال دقت و احتیاط زندگی خود را تحت نظر گرفته هرگز نمیگذارد از قانون انسانیت و دین اندکی غافل و منحرف شوند.

پرهیزگاران هرگز کینه کس به دل نمیگیرند ودر مقابل مردم ناسزاوار و بدگو خونسرد و متبسمند  با آنکه رفتارشان از نسیم سحر ملایم تر و لطیف تر است ، چنان در تصمیم محکم و پایدارند که هیچ حادثه ای کوه شکن نمیتواند بنیان اراده ی آنها را متزلزل و خراب کند .مردمی که در تحصیل علم وکسب دانش حریص واز هوس و شهوت پرهیزگارند  ، در موقع تنگدستی صبور وبا توانگری مقتصد میباشند ،گفتارشان همیشه مقرون به کردار است ، در مصائب و بلایا پرطاقت و سپاسگزارند.نسبت به دشمنان ملایم ومنصف وبا دوستان صمیمی و خالص اند.نکبت فقر ، نظافت و جمالشان را لکه دار نمی کند و فشار گرسنگی چشمان نجیب آنها را به مال توانگران به حسرت نمیگشاید .گاهی ترسناک ونگرانندکه مبادا از ادای وظیفه باز مانند و زمانی بانشاط وخرسندند ، زیرا مطمئن میشوند که به خوبی تکالیف خود را انجام داده اند .فقط به زور بازوان خود و الطاف الهی اتکادارند و جز از نان حلال به هیچ خوراک گوارا دهن نمی آلایند.بخطای خویش پیش ازقضاوت اعتراف میکنند واگر حقی را فراموش نمایند ، در حین یادآوری از غفلت خود پوزش میخواهند .به عناوین موهوم طبقاتی با بی اعتنایی مینگرند و همسایگان  را آزار نمیرسانند.برمصیبت زدگان شماتت روا نمیدارند . در وقت خندیدن کمتر قهقهه میزنند و اتفاقات طاقت فرسای روزگار اشک آنها را جاری نمیکند و خدای را درهمه حال منتقم و بازپرس میدانند. دوری آنها از هرچه صورت گیرد ، جز برای حفظ شرافت و احترام دین نیست و بهر چیز نزدیک میشوند  ،نظری جز عطوفت و مهربانی ندارند .دوری آنها از روی تکبر و نخوت نیست و نزدیکی شان به فریب ونیرنگ آمیختگی ندارد.

 چون سخن بدین جا رسید همام فریادی سخت کشید آنچنان بر زمین نقش بست که دیگر از جای برنخاست سپس امیر المومنین علی (ع)فرمودند : اینکه من از انجام خواهش همام خودداری میکردم  نگران پیشامد امروز بودم .....

شه دریا دل حیدر حیدر یا علی مولا

حیدر حیدر

میخانه پرست مستم

حیدر حیدر

سرمست می الستم

حیدر حیدر

دل به دو زلف تو بستم

...

بده ساقی یک ساغر بر دستم

که به عشقت دل بستم

 

به یاد پیر عشق خدای صدا وهنجره مداح دلسوخته اهل بیت سید محمد جواد ذاکر طباطبایی(ره)...

مجنون عشق دوست کسی گشت عاقل است *

دیوانه اش هر آنکه نشد نیست هوشیار        

لا اله الا الله

لا اله الا الله

 محمدا رسول الله

محمدا رسول الله

علیا ولی الله

علی ولی الله

.

.

.

.

پیش من آوازت آواز خداست     

            عاشق از معشوق حاشا کی جداست

 

*سیدمحمد سراج زاده

   + ساغر ; ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٢٤
comment نظرات ()